تبليغاتX
بهترین مترجم کیست که سکوت را ترجمه کند

بهترین مترجم کیست که سکوت را ترجمه کند

 

مامانا چطوری بچه دار میشن؟؟؟

 

 این همون سوالیه که همه ما تو بچگی از پدر یا مادرمون پرسیدیم و مطمئنا به جواب قانع کننده ای هم

 

 نرسیدیم.

 

یادمه وقتی یه گاگوله کوچولو بودم همین سوالو پرسیدم اما به جای یه جواب درست و حسابی هزار تا جواب

 

جورواجور بهم دادن.

 

یکی گفت: وقتی خدا بخواد مامانا بچه دار میشن.

 

یکی گفت: فرشته ها براشون بچه میارن!

 

یکی گفت: بچه رو میخرن. یکیم گفت :برو از بابات بپرس!

 

یکی دیگه گفت: بزرگ شدی میفهمی.

 

یکی دیگه با عصبانیت گفت: گاگولو چه به این حرفا!!!

 

این جوابا نه تنها منو به جواب سوالم نرسوند بلکه کنجکاوتر هم شدم اما خوب هیچ کس آدم حسابم نکرد منم

 

 بعد از یه مدت بی خیال شدم.

 

البته بیشتر فکر میکردم که فرشته ها بچه رو میارن واسه همینم هر وقت با ننه گاگوله دعوام میشد کلی بدو

 

بیراه به فرشته های ننه مرده میگفتم که چرا منو به یه مامان مهربونتر ندادن.

 

خلاصه گذشت و آبجی گاگوله رسید به سنی که اونم همین سوالو پرسید و من مطمئن شدم که این سوال نه تنها

 

گاگولانه نبوده بلکه سوال همه بچه هاست.

 

ماجرا از این قرار بود که ننه گاگوله آبجیه رو برای آزمایش انگل برده بود آزمایشگاه!((حالا که فکر میکنم

 

 میبینم این آبجیه از اولش کرم داشت))

 

عموی بزرگ من یه آزمایشگاه داره که یه عموی دیگه منم توش کار میکنه.خلاصه آبجی گاگوله که هم کرم

 

داشت هم فوضول بود میره پیش عموم که تازه بچه دار شده بودو اسم بچه شو مهدیه گذاشته بود و به آزمایشها

 

ولوله ها و شیشه ها نگاه میکنه و کلی هیجان زده میشه و انگشت حیرت به دهان میگیره...

 

عموم که میبینه این بچه کنجکاوه و خوشش اومده از وسایل ازهمه جا بی خبر یه آزمایش baby chek بهش

 

نشون میده . میگه : اینارو میبینی اینا بعدا میشن مهدیه   میشن فرناز..

 

آبجی گاگوله هم درجا نه میذاره نه ور میداره میگه چه جوری اینا درست میشن ؟

 

ننه گاگوله که از قضا اونجا  هم بوده به سرو صورتش میزنه و به آبجیه چشم غره میره و خط و نشون میکشه

 

 که پدرسگ بریم خونه درستت میکنم که در همین حین وبین عموم میگه این سوالا رو از مامانت بپرس...

 

 

آبجی گاگوله اون موقع 5 سالش بود الان میگه که زیر شیشه میکروسکوپ یه چیزایی شبیه کرمهای خیلی

 

کوچک دیده بوده حالا نمیدونم عموم آزمایش خودشو بهش نشون داده بود یا baby chek؟؟؟

 

 

خلاصه از آزمایشگاه میان بیرون و توی راه هر چی آبجیه میپرسه ننه گاگوله فقط میخنده و بهش میگه که

 

 بعدازظهر میبرمت از فریبا بپرس.

 

فریبا دختر همسایمون بود که اون موقع دانشجوی رشته مامایی بود.خلاصه عصر شدو لحظه موعودفرا رسید

 

 وآبجیه رفت خونه همسایه که فریبا بهش بگه مامانه چه جوری بچه دار میشن.

 

اما تا آبجیه سوالشو می پرسه اونا می زنن زیر خنده وحالا نخندو کی بخند...آبجی گاگوله که فکر کرده بود سوال

 

مسخره ای پرسیده دست از پا درازتراومد خونه و بزرگ شدو خودش فهمید.((بالاخره عاقبت به خیر شدو نادان

 

از دنیا نرفت))

 

حالا دیگه مطمئن شده بودم که بچه دار شدن حتما روش خنده داری داره که ما از هر کی میپرسیم نیششو وا

 

میکنه و هرهر به ریش ما میخنده.

 

چند وقت بعد خاله ام یه عروسک برای آبجی گاگوله آورد که حامله بود.عروسک خیلی جالب بود یه شکم برجسته داشت که یه بچه توش بود وقتی که بچه رو از شکمش در می آوردیم شکم عروسک صاف میشد.خلاصه ما هم خر شدیم و دیگه چیزی نپرسیدیم...

 

اما این قصه سر دراز دارد...فریبا فکر میکرد آبجی گاگوله آخرین بچه ای که این سوالو ازش میپرسه غافل از اینکه  چند سال بعد خواهرش بچه دار شدو بچه خواهرش که 5ساله شد همین سوالو پرسید!

 

مامانه بچه هه اون موقع باردار بود فریبا هم که میخواست اونو از سر خودش باز کنه یه قیافه حق به جانب به خودش گرفت و گفت: ببین خاله جون شکم مامانا یه کلید داره که با اون شکمشونو باز میکنن و یه نی نی میارن بیرون و مامانت برات یه خواهر میاره ....

 

بچه یهو زد زیر گریه که نمی خوام شکم مامانمو سوراخ کنن... نمی خوام ..نمی خوام..  نمی خوام..خواهر نمی خوام...وقتی فریبا دید اوضاع خرابه به بچه گفت:مگه خودت نگفتی خواهر میخوام پس گریه نکن  بچه یه نگاه عاقل اندر سفیه به  خاله اش کردو اشکاشو پاک کرد وبعدشم گفت اصلا برو کلیدشو بیار میخوام ببینم...

 

حالا اوضاع بدتر شده بود و بچه هه پیله کرده بود و میخواست کلیدو ببینه!!!

 

هر چی ما گفتیم بچه ننه ات خوب بابات خوب بی خیال شو..ما کلید از کجا بیاریم به تو نشون بدیم ...اصلا کلیدش گم شده دست ما نیست...اما حرف تو گوش بچه نمیرفت...کلی گریه کردو شب هم که باباش اومد فسقلی کلی از ما پیش باباش شکایت کرد که: بابایی من هر چی گفتم اینا به من کلید نشون ندادن!!!

 

القصه که آخرش اون بچه هم مثله خیلی از بچه های دیگه نفهمید مامانا چه جوری بچه دار میشن ..فکرکنم هنوزم داره دنبال کلید میگرده...

 

 


دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 |

 

طرز اسگل کردن یه پسر از چت

 

مواد لازم جهت اسگل کردن:یه عدد پسر نیمه اسگل که شما کاملا اسگلش کنید

 

البته می شه به دو عدد و سه عدد و ده تا هم برسه(محدودیت تعداد نداریم).یه

 

 مقدار ذهن خلاق برای خالی بندی و یه سیستم مجهز به همه ی انتی ویروسها

 

ضد هکها و انواع و اقسام برنامه های محافظتی در صورت متوجه شدن پسره از

 

 منظور شما.

 

اول: باید برید توی روم و با کلی ناز و اشوه به بچه های روم سلام کنید.

 

فراموش نکنید که باید "های کلاس" بازی در بیارید  بعدشم هی راه به راه توی

 

 روم بگید که:"اینقدر به من پی ام ندید لطفا"حتی اگه دارید مگس می پرونید.

 

دوما: اگه کسی pm داد نباید زود جواب بدید بذارید حداقل 2min صبر کنه اگه

 

 هم که یه BUZZ بزنه خیلی بهتر می شه بعد می تونید جوابشو بدیدو ازش

 

عذر خواهی کنید که چون سرتون خیلی شلوغه نتوانستید جوابشو زود بدید و هر

 

 از چند گاهی pm الکی بدید و بگید:اااا اشتباه شد می خواستم برا یکی دیگه

 

این رو بفرستم. البته زیاد این کار رو نکنید چون فکر می کنه که گیجید(البته

 

این کارا تا حالا اشوه کردنه که می شه خیلی بیشتر در موردش اموزش داد"

 

 مخصوصه خانم های سوسول" ولی قبل از os کردن لازمه این کارا رو کرد اینا

 

 برا این که طرف فکر نکنه کم الکی هستید و چت کردن با شما براش اهمیت

 

 پیدا کنه)

 

   سوما:باید یه جور مطمئن شید که نرم افزارهای جلب مثل شماره یاب و هک

 

و... نداشته باشه که البته اگه شما هم مجهز باشید زیاد مسئله ای نیست ولی

 

خوب به هر حال کار از محکم کاری عیب نمی کنه.

 

چهارما : اول بذارید اون asl بده و شما هم خودتون رو از همون شهر یا یه

 

 شهر نزدیک بگید چون بعدا لازم میشه سنتون رو هم یه جوری بگید که زیاد

 

اختلاف سنی به وجود نیاد هر چند که فک نمی کنم اونا هم سنشون رو راس

 

 بگن در صورت امکان هم بگید دانشجو هستید و توی دانشگاه شریف یا یه

 

 خراب شده ی دیگه دارید فلان رشته رو می خونید و قراره بورسیه شید(کی چه

 

 می دونه دیپلومت رو با تک ماده و جف ماده و... به زور گرفتی) اگه هم از

 

خوش شانسیت هم دانشگاهی یا هم رشته در اومدید اگه یه کم اطلاعات درباره

 

ی اون رشته داشته باشید کارتون راه می افته اگه هم اسم چهار تا از استادای

 

اونجا رو بدونید که  دیگه معرکه است فقط از خانم یا اقا بودنشون مطلع باشیدکه

 

 ضایع بازی نشه (پس همین طوری جو گیر نشی رو هوا مثلا بگی مهندسی هوا

 

 و فضا یه نکته ی دیگه هم اینکه مطمئن باش دانشگاهی که گفتی اصلا اون

 

رشته رو داره یا نه البته این مسئله کمتر پیش می یاد ولی گفتم که کار از محکم

 

 کاری عیب نمی کنه)توی این موقعیت بهتره دست پیش رو بگیرید و بگید رشته

 

 ات چیه؟ و از این حرفا.البته این شرایط موقعی پیش میاد که اون یارو اسگل

 

 نباشه و شاید هم قصد os کردن یکی رو داشته باشه در صورتی که همچین

 

شرایطی پیش اومد قضیه رو ماست مالی کنید و یه جور بپیچونیدش و باهاش

 

خدافظی کنید(البته به نظر من راه زیاد خوبی نیست ولی به عنوان اخرین راه حل

 

 می شه ازش استفاده کرد)از قضیه ی دانشگاه دراید و کم کم کارتون رو شروع

 

 کنید .از کمالات و هنرمندیهاتون براش بگید ولی باید این مرحله ماهرانه انجام

 

 بشه که طرف نفهمه دارید خالی می بندید بعدش هم بهش بگید بهتون web

 

یا ax بده و در صورتی که اونم پافشاری کرد که از شما webیا ax بگیره

 

بهتره عکس فتوشاپ شده ی خودتون که شبیه یکی از خواننده های ناشناس

 

 شده رو بهش نشون بدید (یه وقت نری عکس جنیفر رو نشون بدی و بگی این

 

منم) هر چند که بعضی ها این قدر اسگل هستن که باور کنن

 

(یه دفعه من و نیلو داشتیم با یه بنده خدایی چت می کردیم عکس فریدون زندی

 

 رو بهش نشون دادیم بعد ازش پرسیدیم این کیه؟ گفت محرم نویدکیا کلی هم

 

پافشاری می کرد که خودشه. حالا بگذریم)

 

برای چاشنی کار هم بهتره بگید چندتا bf دارید که البته فقط چندتا .سه چار تا

 

 هم عاشق سینه چاک که البته شما ازشون متنفرید و هنوز نتونستید یکی رو

 

پیدا کنید که بتونید دوسش داشته باشید(در این موقع پسره به خودش می گیره و

 

   سعی می کنه اون هم یه حرفایی تو همون مایه ها بزنه و ابراز محبت بهتون

 

می کنه.)می تونید از راه های مختلفی osesh کنید مثلا بگید:سرطان خون

 

دارم یا پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند یا اینکه توی یه حادثه ی رانندگی پدر و

 

 مادرم رو از دست دادم یا هزار تا چیز دیگه که دل اون براتون کباب بشه و هر

 

 هر بخندید راه دیگش این که بگید خر پولید و براش افه بیاید که اینا همش

 

بستگی به case موردنظر داره اخرش هم می تونید باهاش قرار بذارید البته نه

 

 دفعه ی اول بلکه بعد از دو سه بار چت کردن که خوب مجذوبتون بشه البته باید

 

 اون پیشنهاد ملاقات رو بده و کمی هم ناز کنید بعدش کلی اصرار کنید که حتما

 

 به موقع سر قرار بیاد و دیر نکنه و بالاخره ضربه ی نهایی اینکه سر قرار نرید

 

البته این ضربه ی نهایی موقعی خیلی حس می ده که یارو کلی از کاراش زده

 

 باشه و چندتا از کارای مهمش رو cancel کرده باشه. اگه هم براتون off

 

گذاشت و دل خوریش رو بیان کرد (اگه کارتون رو به خوبی انجام داده باشید و

 

مجذوبتون شده باشه فحش نمی ده و خیلی محترمانه علت نیومدنتون رو می

 

پرسه )در جواب offesh هم می تونید بگید که تمام این مدت سر کار بوده و

 

 می تونید ignore کنیدش البته می تونه با ID های دیگه بیاد (و در این موقع

 

 اون تجهیزات به کارتون میاد چون یارو حاضر هر کاری بکنه که حالتون رو

 

 بگیره)

 

خواستم براتون یه مطلب هم درباره ی چگونگی اسگل کردن دخترا بنویسم که

 

می بینم راه خاصی رو پیدا نمی کنم وهر جوری چت کنید اونا os می شن و

 

 نیازی نیست که خودتون رو اذیت کنید

 


دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 |

 

حلول ماه مبارک رمضان

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
 
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِالْقَدْرِ(۱) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَيْلَةُ
 
 الْقَدْرِخَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ(۳)
 
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(۴) سَلَامٌ
 
هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
 

بيگمان اين قرآن را در شب قدر نازل کرديم. پس تو چه ميدانی که شب قدر
 
 چيست. شب قدر بهتر است از هزار ماه است.فرشتگان و روح در آن شب
 
به اذن پروردگار شان برای تقدير هر کار نازل ميشوند.شبی مملو از کرامت و
 
 برکت تا طلوع صبح.
 
 
ليلة القدر

ماه رمضان تمام روز ها و شبهای آن تمام ساعات و دقايق آن و تمام لحظات

 آن سرشار از فيض و برکت و درخشش انوار الهی ميباشد اما شب قدر

جايگاه اختصاصی خود در ماه رمضان را دارا ميباشد.عبادت در اين شب

 متبرک بسيار ثواب و اجر عظيم داشته و همان طور که اين شب از هزار ماه

 بهتر است عبادت هم به هزار درجه افضل ميباشد و درصد اجابت دعا در اين

 شب بسيار بالا است پس بکوشيم تا اين شب را دريابيم و با ذکر خدای

 متعال و انجام اعمال نيک و دستگيری از تهيدستان و يتيمان و بيوه زنان از

 خدا بخواهيم که سعادت يافتن اين شب را نصيب مان گرداند. 

قدر دو معنی دارد يکی اندازه کردن وقت و فيصله کردن است يعنی اينکه

 خداوند(ج) اندازه هر چيز را مشخص کرده و وقت آن را معين ميکند احکام

 نازل ميدارد و تقدير هر چيز را مقرر ميدارد . آيت قرآن کريم است: (فيها

يفرق کل امر حکيم* امرا من عندنا.«الدخان آيات ۴ و ۵»« در آن

شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر ميشود. فرمانی از جانب

 ما.»

معنی ديگر قدر عظمت و بزرگی است . يعنی ليلة القدر آن شبی است که

 در نزد خداوند(ج) بسيار با عظمت و با فضيلت است و برای قدر و عظمت

آن اين دليل کافی است که خداوند متعال اين نعمت عظيم يعنی قرآن مجيد

 را نازل فرموده است.

صدقه فطر بر هر مسلمانی که زندگی متوسط و آرامی داشته باشد ؛ بر زن

 و مرد و بالغ و نابالغ واجب است و آنکسی که بيشتر از ضروريات اصلی

دارائی داشته باشد صدقه فطر بر آن واجب است و برای واجب شدن صدقه

 فطر ضروری نيست که مثل حکم زکات يک سال بر مال شخص بگذرد بلکه

 اگر از چند لحظه قبل از طلوع فجر نيز خداوند (ج) کسی را صاحب ثروتی

 ساخت پس صدقه فطر بر وی واجب ميگردد

در روايات مختلف است که ليلة القدر در دهه آخر ماه ماه مبارک رمضان است

 و از جضرت عايشه (رض) روايت است که حضرت محمد(ص) فرمودند:« ليلة

 القدر را در ده شب آخر ماه مبارک رمضان و در شب های طاق جستجو

کنيد.»(صحيح البخاری)

از حضرت عايشه (رض) روايت است که رسول الله (ص) در دهه اخير رمضان

 چنان به ذکر و عبادت توجه خاص ميفرمودند که در ايام ديگر نمی فرمودند

 رسول اکرم (ص) در اين شب بيش از پيش به سجده و قيام و ذکر و تسبيح

 ترغيب نموده فرمودند: « هنگاميکه ليلةالقدر می آيد پس جبرئيل امين با

 جمع کثيری از ملائکه به زمين فرود می آيند و برای آن بنده دعای رحمت و

 مغفرت ميکنند که ايستاده و نشسته به ذکر و يا عبادت خداوند(ج) مشغول

 ميباشد» و همچنين ارشاد فرمودند که: « ای مردم بر شما ماهی آمده

 است که در آن شبی است که از هزار ماه افضل است . آن کسی که از

اين شب محروم ماند پس وی از همه امور خير محروم گرديده است و در اين

 شب کسی از خير و برکت محروم ميگردد که وی واقعا محروم است»(ابن

ماجه)

در شب قدر هر دعای که انسان به درگاه خدای متعال بکند مورد قبول واقع

 ميشود و بيان حضرت عايشه (رض) است که: من به رسول کريم (ص)

 گفتم که اگر برايم معلوم گردد که کدام شب ليلة القدر است به من بگوئيد

 که در آن شب چه دعای بکنم؟رسول خدا(ص) فرمودند اين دعا را بخوان:«

 اللهم انک عفو کريم تحب العفو فاعف عني» يعنی ای بار خدايا ! تو نهايت

آمرزنده و بخشنده ای و آمرزش برايت پسنديده است پس خطا های مرا عفو

 کن.»

اميدواريم که خداوند توفيق عنايت فرمايد تا از جمله مقربان درگاهش گرديده

 و با انجام فرائض واجبات و سنن و مستحبات و شب زنده داری در اين ماه

 پر فيض اين شب متبرک را هم دريابيم و با دعا و نيايش از خداوند(ج)

بخواهيم که گناهان ما را عفو کرده و حاجات ما را بر آورده سازد.

و ما توفيقی الا باالله

 

 


چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 |

 

خبر

این هم طالع بینی برای این که نظر بدین

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 |

 

خبر

تصمیم گرفتم برای جلب رضایت شما از این به بعد در این قسمت برای شما از غضنفر بگم که امیدوارم خوشتون بیاد و با نظرات خود من را در جهت بهبود مطالب یاری دهید .

 


شنبه دهم شهریور 1386 |

 

غضنفر

- غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم

 حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه،

 يك يادداشت براي غضنفر ميگذاره كه: منو

 فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰

از خواب پا ميشه، ميبينه غضنفر براش يك

 يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت

 شيشه!

- غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين،

 همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي

 شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!


- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به

 استراليا نشون ميداده، غضنفر تماشا

 ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو

 نشون ميدن،


- غضنفر شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر

 نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!



- غضنفر خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي

 ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار

 زده!

- غضنفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش

 ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه

 آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!




شنبه دهم شهریور 1386 |

 

زندگی

خدا شکر سالم است ، چشم ها و دست ها و پاهای کوچکش


همه در اندازه های کوچکتر


و


لبخند شیرینش


دورانی سختی را به پایان رساندی


و


موجود زنده ای را درخود پروراندی


و


به خواست خداوند به او زندگی بخشیدی


و


اکنون معنابخش یکی از زیباترین کلمات عالم هستی


مادر


شنبه دهم شهریور 1386 |

 

عشق بچگی

از همون بچگی علی و میترا با هم بودن

 
نگاهشون رو وقتی می دیدی که از شوق هم چشم هاشون برق می زد می فهمیدی


راستش رو بخوای ما بچه محل ها خیلی حسودیمون می شد به علی


آخه همه ما از بچه گی با هم بزرگ شده بودیم


من و سعید و علی و ... و میترا


ولی علی و میترا ....


وقتی همه ی اهل محل رفتن خونه ی میترا اینا واسه خواستگاری همه نتیجه رو می دونستن


الان بعد از
۵ سال ، روم نمیشه تو صورت میترا نگاه کنم


چون باید به عنوان شاهد سند طلاق رو امضا کنم


کی فکر می کرد علی تو زندگی اینجوری باشه !

 

 

 

 


شنبه دهم شهریور 1386 |

 

دلم برايش تنگ است

دلم برايش تنگ است ...

 

 دلم براي كسي تنگ است كه ‍‍؛

 

آفتاب ِ صداقت را به ميهماني ِ گلهاي باغ مي آورد وگيسوان بلندش را به بادها ميداد

 

ودستهاي سپيدش رابه آب  مي بخشيد ...

 

 دلم براي كسي تنگ است كه ؛

 

همچو كودك ِ معصومي دلش براي دلم مي سوخت و مهرباني را نثارمن ميكــــرد ...

 

 دلم براي كسي تنگ است كه ؛

 

تا شمال ترين ِشمال ودر جنوب ترين جنوب ، هميشه .. در همه جا ... با من بود .....

 

كسي كه   بود با من و  بي من ماند ...

 

كسي كه ....   آه  ...

 

                     دگر كافيست  ...

 


چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

 

LOVE

 

There was tow partner, friendship and love

 

freindship love:do you know what’s the

 

different between you and me then

 

continued :love start white a smiling and

 

lovers have real feelings.but people become

 

friends white a wrong thinking and after a

 

short time they hate their friend and like

 

another person so they leave each other.but

 

when tow person fall in love understand that

 

love is holly feeling that god created it for

 

lonely people so they just leave each other

 

when they die                                      

 

Love is a holly feeling that god created this

 

for lonely people. 

                                                      

It com start white a smiling but it can last

 

many years. it’s the reason of many promises

 

between tow person .love can be sweet like

 

the love between another and her daughter

 

can last for ever like the live between a girl

 

and a boy and the best love is between god

 

and the best love is between god and a

 

human .so if you don’t like any one be sire

 

that he loves you more than others for ever.  


چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

 
 

Weblog Themes By Pars Theme